عبرت چه واژه غریبی است ! 

شنیدم آنانکه از گذشته خود عبرت نمی گیرند چاره ای جز تکرار آن ندارند و آنجا بود که فهمیدم چرا زندگی ما تکراری است.........

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
... °•.✖Øйɛ Ǥιяℓ✖.•°

خیلی وقتها ،... خیلی دیر آدمهای اطرافت را می شناسی ... آنوقت تازه یاد می گیری به خیلی ها بگویی .. لطفا جلوتر نیا...!!!!! جمـ ـلۀ خیــ ـلی زیبـــ ـایــی بـــ ـود[گل][گل]

پدرام

مردم آنچه را که تو در حق آنها انجام داده ای و یا از تو شنیده اند فراموش می کنند، اما هرگز احساسی را که در دلشان بر انگیخته ای فراموش نمی کنند. سلام عطی جان به دلیل مشکلی که واسم پیش اومده بود چند وقتی نمی تونستم بهتون سر بزنم... از این بابت عذر خواهی منو پذیرا باشین مثل همیشه ساده بی پرده و زیبا نوشتی با حس تلخ به روز کردم و مثل همیشه منتظر حضور گرمتون هستم

وحید

سلام میسی عطی جون از حضورت خوشااااااااااااااال شدم[چشمک]

ابراهین

سلام... خوبیشما.. چه خبرا به ما سر نمیزنیاااااااااااااا وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري [گل][بوسه][قلب]

ابراهیم

سلام... خوبیشما.. چه خبرا به ما سر نمیزنیاااااااااااااا وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري [گل][بوسه][قلب]

تندیس تنهایی

شادی پروانه ای است که هر چه تقلا کنی نمی توانی آن را شکار کنی باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند شانه ات پر از پروانه ...[گل][گل][گل]

زیبـــــــاا...

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری٬ یه دوستی٬ که واسته روبه‌روت محکم توی چشمات رو نگات کنه ...و بزنه تو گوشت که تو٬ صورتت خم شه و دستت رو بذاری روی گونه‌ت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه٬ ببینی که از دستت عصبانیه توی اخم صورتش ببینی که دوستت داره ببینی که دوستته. که نگاش کنی٬ همون‌جوری که دستت روی صورتیه که اون بهش کشیده زده٬ که بهت بگه « تو چته؟ بسه٬ به خودت بیا .. تو چته .. » که سرت فریاد بکشه .. که تو یه هو بلرزی٬ که بری بغلش٬ که بغلت کنه٬ همون دستی که کوبید تو صورتت رو بذاره رو سرت٬ توی موهات٬ که سرت رو فشار بده توی گودی‌ شونش٬ که تو چشمات رو ببندی٬ روی شونه‌ش گریه کنی٬ بلرزی٬ و با خودت فکر کنی که « تو واقعاً چته

fatemeh

veblage ghashangi dari.movafagh bashi